حل مسالمتآمیز اختلافات در سطح بینالملل از مهمترین دغدغههای جوامع بشری بوده و اسلام بهعنوان یک دین جامع، چارچوبی روشن برای مذاکره و صلح ارائه کرده است. در فقه اسلامی، احکام مربوط به صلح و مذاکره بر پایه آیات قرآن، روایات و اصول فقهی استوار است. این مقاله با بررسی احکام اولیه و ثانویه، جایگاه حکم حکومتی و تأثیر آن بر تصمیمات بینالمللی، مشروعیت و محدودیتهای مذاکره و پیمان صلح را تحلیل میکند. همچنین، اجرای مصوبات بینالمللی نظیر قطعنامههای شورای امنیت در چارچوب فقه اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که حل اختلافات از طریق مذاکره در فقه اسلامی در بسیاری از موارد مطلوب است و حتی در شرایطی که به مصلحت عمومی جامعه اسلامی باشد، واجب میشود. از سوی دیگر، اجرای مصوبات بینالمللی که منجر به ضرر مسلمانان شود، بر اساس قاعده لاضرر حرام خواهد بود. این پژوهش نشان میدهد که حکم حکومتی ابزاری انعطافپذیر برای تنظیم روابط بینالمللی بر اساس اصول اسلامی است.